ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

123

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

ريخته . آنچه در زمين است ، شاخ و برگ آنها را يكىيكى بچوب‌ها بسته‌اند ، و آنچه در صندوق و كلوك است خود بر سرپا مىباشد و از گرمى آتش در آنجا هر قسم ميوه ، از مقولهء سيب و ، زردآلو و ، گلابى و ، آلوبالو و ، انگور و ساير ميوه‌ها به عمل مىآورند . و مركبات نيز به همين طريق از مقولهء نارنج ، نارنگى ، ليمو ، به عمل مىآورند كه در آنجا بسيار ملاحظه شد . و در زمين خيار بالنك ، و سبزىآلات از هر چيز ، و پياز و بعضى چيزهاى ديگر به عمل مىآورند . اما تمام اينها به زور آتش است ، و سواى در اين مكان‌هاى مختص ، در جاى ديگر نمىتوانند به عمل آورده باشند . و اين طريق چيزها را هميشه در چنين مكانها به عمل آورده ميدارند . گاهست كه در عين شدت زمستان و طغيان سردى هوا از همهء اين ميوه‌ها كه تحرير شد ، در آن مكان‌ها بسيار موجود مىباشد ، كه همه تازه به عمل آمده است . نقص كلى كه دارد اين است كه با وجود درشتى و طراوت ، آن ميوه‌ها مثل زردآلو و آلوبالو و امثال اينها آن مزه [ اى را ] كه بايد داشته باشد ندارد . بلكه بسيار بىمزه است . و بىمزه [ كى ] آنها به علت نديدن هواست كه از گرمى آتش بهم مىرسد . و در آن مكان‌ها پله‌پله‌هاى بسيار ساخته‌اند و چوب گذاشته ، روى چوب را يك وجب خاك ريخته اقسام سبزىآلات در هر وقت و هر موسوم به همان بروز « 1 » آتش به عمل مىآورند ، و دارند . بعضى اوقات مىشود كه در ايام زمستان خيار بالنك ، دانهء پانزده هزار دينار ، و آلوزرد دانهء دو هزار ، و زردآلو دانهء يكهزار دينار و آلوبالو [ را ] دانهء يكهزار دينار به مصرف فروش مىرسانند . و خلق خريده ، صرف مىكنند . اما با اين قيمت ، كفايت خرج به عمل آوردن آن را نمىكند و شخص عامل به همان اسم كه من فلان چيز در فلان وقت به عمل آورده‌ام خوشنود است و ضرر آن را به خود برميدارد . و همچنين ساير ميوه‌ها و سبزىها بسيار اتفاق افتاده ، كه به قيمت‌هاى اعلى دادوستد مىشود . مثل كاهو كه منتهاى درشتى آن به قدر دانهء خيارى مىشود ، يك دفعه يكى دو هزار دينار به مصرف فروش مىرسانند . كيفيت شهريت و اوضاع اين باغ به اين طريق است كه مجملا تحرير يافت . و در جنب همين باغ و عمارات به قدر يك ورث مسافت ، مكان ديگر به همين وضع يكترينه ساخته و در زمان طفوليت به همين الكساندر پادشاه روس بخشيده ، كه آن را موسوم به اسكندرى كرده‌اند . آن مكان هم عمارت دوطبقهء بسيار منقح خوش‌وضع و تماشاگاهها و نهرها ، و جوب‌ها ، و پل‌ها ، و آپره‌ها كه مكان رقص و بازى هست ، و باغات ، و اشجار و ، خيابان‌ها ، و چمن‌ها ، و جاهاى باصفا بسيار دارد . اما به اين زينت و وسعت اين مكان نيست . يوم يكشنبه بيست و هشتم : چون قاعدهء روس اين بود كه پادشاه ، در هر جا وارد مىشود سالدات و افيسرها و طبل و علم « 2 » و سازنده كه از براى حرمت به منزل او مأمور مىكنند كه شب و روز متوجه كشيك باشند به طريقى كه به جهت پادشاه هر روز صبح جمعى ديگر با طبل و علم « 2 » و سازونوا به آن مكان مىآيند و بزرگ آنها پيش رفته و سركردگان آنها آمده ، كشيك‌چيان روز پيش را معاوضه مىنمايند و سياههء اخبار دارند كه هر كس بكجا و هر كس بچه امر مشغول است . و آن سياهه را بزرگ آنجا بحضور

--> ( 1 ) - بروز : پيدا شدن ، پديد آمدن ، برون آمدن ، آشكار شدن ، پيدايى . فرهنگ معين ( 2 ) - متن : الم